تبلیغات
عصرانتظار - پروژه‌ی اعتمادسازی در نماز جمعه

 اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

یکشنبه 28 تیر 1388

پروژه‌ی اعتمادسازی در نماز جمعه

   نوشته شده توسط: محمد مهدی پوینده    نوع مطلب :سیاسی ،اجتماعی ،

بنام ایزد منان

پروژه‌ی اعتمادسازی در نماز جمعه

 

خطابه‌ی آقای هاشمی در جمعه‌ای كه گذشت نكات درخور توجهی داشت. هرچند زمینه‌سازی‌های مختلفی توسط رسانه‌های داخلی و خارجی برای این نماز جمعه شده بود و تریبون بسیاری از اپوزیسیون داخلی و خارجی منتظر بودند تا پس از كروبی و موسوی، یاران دیروز انقلاب، این‌بار «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام» و «رئیس مجلس خبرگان» اقدام به ساختارشكنی و حمله به اركان نظام مقدس جمهوری اسلامی كرده و با اعلام عدم پذیرش نتایج انتخابات، خواستار برگزاری مجدد انتخابات شود و یا حداقل ضمن حمله به رئیس جمهورمنتخب، از كاندیداهای شكست خورده‌ی تجدیدنظرطلب و جنبش غیرقانونی هواداران آنها رسما حمایت كند؛ اما مباحث مطرح شده در خطبه‌های آقای هاشمی نشان داد كه هرچند وی گرایش قابل تأملی به سمت تمایلات و دیدگاه‌های فرزندانش در سال های اخیر داشته است ولی از آنجا كه جزو شخصیت‌های طراز اول انقلاب و نظام بوده و هست و زحمات زیادی برای بالندگی «جمهوری اسلامی» كشیده است، همچنان حاضر نیست نظام و انقلابی كه عمر خود را صرف آن نموده، در معرض آسیب جدی یا فروپاشی قرار گیرد.

سخنان آقای هاشمی حكایت از آن داشت كه وی به شدت درپی آن است تا چهره‌ی سیاسی و مذهبی خود را اذهان مردم و مسوولان ایران بازسازی نماید و این مهمترین نكته‌ی خطابه‌ی این هفته‌ی وی بود! به بیان دیگر مردم درباره‌ی نظام تردید مردد نیستند بلكه نسبت به عملكرد و مواضع برخی افراد چون آقای هاشمی، میرحسین موسوی، مهدی كروبی، خانواده‌ی آقای هاشمی و نظایر آنها تردید پیدا كرده‌اند و آقای هاشمی نشان داد كه به خوبی بر این نكته واقفند.

روند ناخرسندی و تردید مردم درباره‌ی آقای هاشمی از واپسین سال‌های ریاست جمهوری ایشان آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، با تاخت و تاز مطبوعات و نویسندگان آن روزگار به اوج رسید و با عملكرد شخص آقای هاشمی و اطرافیانش پس پیروزی دكتر احمدی‌نژاد در انتخابات نهم و بویژه در آستانه‌ی انتخابات دهم، سرانجام منجر به افشاگری‌های دكتر احمدی‌نژاد در مناظره‌ها شد! حمایت رسمی و علنی آقای هاشمی و خانواده‌اش از رقبای احمدی‌نژاد، حمایت از تشكیل كمیته‌ی غیرقانونی صیانت از آرا، نگارش نامه‌ی تهدیدآمیز به رهبری، حضور جدی و تأثیرگذار خانواده و فرزندان آقای هاشمی در شكل‌گیری و ادامه‌ی اغتشاشات و اردوكشی‌های خیابانی و سكوت سؤال‌برانگیز وی بعد از برگزاری و تأیید نهایی انتخابات موجب دامن زدن بی‌اعتمادی مردم انقلابی و فهیم ایران به آقای هاشمی شد.

آقای هاشمی برای اجرای پروژه‌ی بازیابی اعتماد مردم به خود، در خطبه‌های نماز جمعه سعی كرد ابتدا با زنده كردن حس نوستالژیك انقلابیون و جوانان و تأكید بر نزدیكی سالروز برگزاری اولین نماز جمعه تهران، با القای یك شبیه‌سازی تاریخی به ذهن مخاطبان و با استعانت گرفتن از شخصیت آیت الله طالقانی كه مورد قبول اقشار گوناگون در آن دوران بود و همچنین استعاره كردن حضور طیف های مختلف مردم در آن نماز جمعه تاریخی، از خود چهره‌ای موجه و مورد قبول از سوی گرایش‌های گوناگون و بعضا متضاد جامعه‌ی امروز به نمایش گذارد.

همچنین آقای هاشمی سعی كرد تا با طرح مسأله مقبولیت، جنبه‌ی مردمی بودن را بر مشروعیت الهی و دینی نظام رجحان دهد تا در شرایط كنونی جامعه استفاده‌های سیاسی مدنظر خود را كسب كند و ساختمان اعتمادسازی خود را با پشتیبانی مردم محكم‌تر كند در حالی‌كه برخلاف تصور ایشان جمهوریت نظام آسیب ندیده است و مردم نیز فقط «معترضان» نیستند بلكه مردم، همه 70 میلیون ایرانی و همه 40میلیون رأی‌دهنده هستند كه شامل اكثریت 24.5 میلیونی رأی‌دهنده به دكتر احمدی‌نژاد نیز می‌باشد.

آقای هاشمی در بخش دیگری از خطابه‌ی خود سعی كرد با تأكید بر حركت در چارچوب قانون و دعوت كردن مردم به قانع بودن به قانون، نقطه‌ی مشتركی برای وحدت معرفی كند ولی در عین حال اشاره كرد كه در این انتخابات قوانین اشكالاتی در قانون دیده شده كه بعدا باید برطرف شود در حالی‌كه طبق قانون و پس از بررسی‌های بی‌سابقه‌ و كم‌نظیر شورای نگهبان، وقتی نتایج انتخابات مورد تایید نهایی قرار گرفت آقای هاشمی نه در قالب بیانیه و نه در سخنرانی‌ها و حتی در خطبه‌های خود، هیچ اشاره‌ای به پذیرش این نظر قانونی شورای نگهبان نكرد و مبهم از این قضایا عبور كرد!

آقای هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه با بی‌اعتنایی به اقدامات گذشته‌ی خود مانند به تأخیر انداختن تشكیل شوراهای اسلامی كه به اذعان وی مورد تاكید امام (ره) بوده است یا محدود كردن رسانه‌ها و آزادی‌های اجتماعی؛ خواستار آزادی اغتشاشگران و رسانه‌ها و دلجویی از آسیب‌دیدگان شد تا هر طور شده چهره‌ای رئوف، مقتدر، منعطف و آزادی‌خواه از خود به نمایش بگذارد و پروژه‌ی اعتمادسازی را تكمیل كند ولی سؤال اینجاست كه اگر آقای هاشمی معتقد به قانون‌گرایی است چرا خواستار آزادی دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر شده است درحالی‌كه این امر در حیطه‌ی اختیارات وی نیست و بر عهده دستگاه قضایی است؟!

متاسفانه باید اذعان كرد كه سخنان آقای هاشمی باعث نشد تا تردیدهای مردم برطرف شود و وی عملا نتوانست بی‌اعتمادی و كدورت بوجود آمده از عملكرد كاندیداهای ناكام و جریانات و رسانه‌های مورد حمایت فرزندانش را برطرف كند! بنظر می‌رسد محافظه‌كاری شدید آقای هاشمی بر اعلام مواضع خود بیش از همه جایگاه وی را در جریان‌های سیاسی تضعیف كرد و موجب نگرانی بیش از پیش متدینین و حامیان جریان اصولگرایی شده است. اكنون به نظر می‌رسد پس از خطبه‌های روز جمعه، چهره‌ای جدید از آقای هاشمی در عرصه‌ی سیاسی كشور و تاریخ انقلاب بروز و ظهور یافته و پروژه جلب اعتماد عمومی به وی با شكست مواجه شده است!

عدم اشاره آقای هاشمی به تبعیت از رهبری و فصل‌الخطاب دانستن بیانات ایشان، عدم اعلام حمایت از جایگاه ولایت فقیه، عدم محكومیت اغتشاشات و اغتشاشگران و بی‌حرمتی‌هایی كه توسط آنان صورت گرفته است، عدم تقبیح محركان و طراحان اغتشاشات اخیر و دعوت نكردن آنان به آرامش، تكرار برخی ادعاها و خواسته‌های غیرقانونی كاندیداهای شكست خورده، عدم اعلام برائت از اقدامات غیرقانونی فرزندانش و تأكید مجدد بر بحرانی بودن اوضاع كشور، سؤالات متعددی را در اذهان مردم پدید آورده است!

آیا آقای هاشمی حاضر به تمكین از فرامین رهبری نمی‌باشد؟! آیا آقای هاشمی با انقلاب و مردم فاصله گرفته و یا شاید ایشان تصور می‌كند كه مردم و مسؤولان از انقلاب و خط امام(ره) فاصله گرفته‌اند؟! آیا آقای هاشمی خواسته یا ناخواسته از اغتشاشگران و متجاوزان به حریم جامعه حمایت كرده است؟! آیا رابطه‌ای بین «حمایت بی‌چون و چرای آقای هاشمی از فرزندانش» با «پشتیبانی فرزندان آقای هاشمی از افراطیون و طراحان حوادث پس از انتخابات» وجود دارد؟! آیا آقای هاشمی تشخیص صلاح و مصلحت انقلاب را فقط در روش و تفكرات خود جستجو می‌كند و دیگران را برای هدایت انقلاب و كشور صاحب صلاحیت نمی‌داند؟!

چرا آقای هاشمی كه تا این اندازه به رأی مردم و مقبولیت معتقد است پس از شكست در انتخابات‌های مجلس و ریاست جمهوری كنار نرفت تا بگذارد مردم «کاری که می خواهند بکنند، بکنند خودشان می دانند»؟!(1) چرا آقای هاشمی خود را در قرنطینه‌ی خبری بستگان و فرزندانش محصور كرده است؟! چرا آقای هاشمی دائم بر بحرانی بودن اوضاع كشور اصرار می‌كنند در حالی‌كه رهبر مظم انقلاب و دیگران مسؤولان كشور این‌طور نمی‌اندیشند و این‌گونه سخن نمی‌گویند؟! چرا نماز اولی‌ها و افرادی با ظاهرهای آنچنانی در نماز جمعه آقای هاشمی حضور یافتند و با تبدیل سخنرانی ایشان به میتینگ‌های سیاسی برایش كف می‌زدند در حالی‌كه اصول اولیه نماز جماعت و جمعه را نمی‌دانستند؟ چرا چهره‌های سرشناس معترض و تجدیدنظر خواه بعد از مدت‌ها در نماز جمعه‌ی ایشان حاضر شدند و اصولا چه انتظاری از ایشان داشته و دارند؟

و نهایتا چرا عناصر افراطی به سمت آقای هاشمی گرایش پیدا كرده اند؟! چرا جریان موسوم به اصلاحات كه در گذشته‌ای نه چندان دور، وی را عالیجناب سرخپوش خطاب می كردند، اكنون به تمجید و پشتیبانی از نقش‌آفرینی وی در حمایت از جریان به اصطلاح اصلاح‌طلبی می‌پردازند؟! چرا تجدیدنظرطلبان و مخالفان داخلی نظام و رسانه‌ها و سایت‌های ضدانقلابی و غربی از چند روز قبل به استقبال نماز جمعه‌ی آقای هاشمی رفتند و پس از خطبه‌ها نیز برای سخنان وی كف و سوت می‌زنند؟

شاید این اقبال به خاطر ناامیدی جریان موسوم به اصلاح‌طلبی از رهبران قبلی این جریان (خاتمی و موسوی) و مواضع مبهم آقای هاشمی در وقایع اخیر باشد و باید دید آیا سیاستمدار پیر و كهنه‌كار ایران حاضر خواهد شد بیش از این وارد بازی خطرناك تجدیدنظر طلبان شود و سوابق و آبروی سیاسی و مذهبی خود را برای آنان هزینه كند!؟

 

والسلام علی من‌ اتبع الهدی

محمد مهدی پوینده

 

پی نوشت:

1ـ اشاره به روایتی كه آقای هاشمی در نماز جمعه از قول حضرت رسول(ص) بیان كردند!


برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری ،

دنبالک ها: همین مطلب در استقامت ، همین مطلب در عصر امید ، همین مطلب در قلم پرس ،